معیار‌های علمی چیست؟ (بخش دوم و پایانی)

معیار‌های علمی چیست؟ (بخش دوم و پایانی)

معیار‌های علمی چیست؟ (بخش دوم و پایانی)
معیار‌های علمی چیست؟ (بخش دوم و پایانی)

 ۲. اعتبار: تنها آزمون پذیر بودن برای یک نظریه‌ی علمی کافی نیست. هر نظریه پس از آزمایش باید با واقعیت مطابقت و اعتبار داشته باشد، یا بیشترین احتمال نزدیکی با واقعیت را داشته باشد. آزمون پذیری نشان می‌دهد که می‌توان خطا یا درست بودن نظریه را تعیین کرد. اعتبار بر نتیجه‌ی این آزمون پذیری تاکید می‌ورزد. نتیجه‌ی آزمون پذیری اعتبار یا بی‌اعتباری یک نظریه را معین می‌کند. ادعاهای بسیاری قابل آزمایش هستند؛ ولی ما پس از آزمایش آن‌هایی را که واقعیت و اعتبار دارند می‌پذیریم و آن‌هایی را که صحت ندارند کنار می‌گذاریم.

با این معیار می‌توانیم فرق بين «عقیده» و «باور» شخص را با «معرفت واقعی» مشخص کنیم. مثلا طالع بینی و کیمیاگری اعتباری ندارند زیرا مدارک علمی به طور قاطعی واقعیت آن‌ها را رد می‌کنند. روش‌های علمی آزمایش و تحلیل‌های آماری ابزارهای توانمندی برای تمییز «تصادف» از «قانون» و بهترین شیوه برای تقویت اعتبار علم هستند.

۳. روشنی و دقت: مفاهیم علمی باید روشن و دقیق و خالی از ابهام و رمز باشند. مفاهیمی مانند الکترون، وزن مخصوص، و جرم همگی تعریف دقیق و مشخصی دارند.

 ۴. یکپارچگی و وحدت ساختاری: نظریه‌های علمی باید نظام یکپارچه و یک دستی داشته باشند و از تضاد عاری باشند. بنابراین مجموعه‌ای قضایای نامربوط و ناپیوسته و متضاد مشخصات نظریه‌ی علمی را ندارد. علم به شیوهی فرضی – استنتاجی (hypothetico – deductive) کار می‌کند. این شیوه شامل مراحل زیر است:

الف) برخورد با یک مسئله؛

ب) ابداع و اظهار یک فرضیه، نظریه، یا قانون که مسئله را توضیح می‌دهد و به حل آن می‌انجامد؛

ج) استنتاج احکامی از (ب) که به حقایق قابل مشاهده اشاره دارند؛ و

د) آزمایش این احکام استنتاجی و تعيين صحیح یا خطا بودن آن‌ها.

با این شیوه سعی می‌کنیم تا به شبکه‌ای از قضایای متحد و منسجم برسیم، نه به یک سلسله اطلاعات صحیح اما متفرق و ناپیوسته. شاید تی. اچ. هاکسلی به همین نکته اشاره دارد که می‌گوید «علم عبارت است از عقل سلیمی که سازمان یافته است». فرق علم با معلومات عمومی یا سایر دانستنی‌ها و هر معرفت دیگر در همین جاست. سیستم‌های متافیزیکی و کلامی غالبا سعی کرده‌اند که این شیوه‌ی علم را تقلید کنند و مجموعه‌ای از احکام را گرد هم آورده‌اند، اما مهم‌ترین فرقشان با علم این است که دو معیار علم را که پیش از این ذکر کردیم ندارند: یعنی یا آزمون پذیر نیستند و یا به مفهومی که ما تعریف کردیم بی‌اعتبار هستند.

معیار‌های علمی چیست؟ (بخش دوم و پایانی)
معیار‌های علمی چیست؟ (بخش دوم و پایانی)

 ۵. جامعیت و فراگیری: مسئله‌ی علمی باید حداکثر قدرت توضیحی را داشته باشد و چیزهایی را که نظریه‌های دیگر نمی‌توانند توضیح دهند، بیان کند. این فراگیری و جامعیت نه تنها باید توضیح دهنده‌ی احکام قبلی باشد، بلکه باید توضیح مسائل ناشناخته و جدید دیگری را هم در برگیرد. نظریه‌ی جاذبه‌ی نیوتن نه تنها سقوط سیبی از درخت را توصیف می‌کند، بلکه حرکات اجرام سماوی و قوانین جذر و مد را نیز روشن می‌سازد. باید یادآوری کرد که منظور از جامعیت علم، علم کنونی ماست که البته آخرین و نهایی‌ترین گزارش علمی از جهان برای حال یا آینده نخواهد بود. این فراگیری و جامعیت همیشه در حال افزایش است و پیوسته علم ما را به پدیده‌ها افزایش می‌دهد.

علم نه تنها با فرضیه‌ها و نظریات خود، بلکه با وسایل و ابزارهای متعدد به منظور آزمایش این فرضیه‌ها، امکاناتی فراتر از حواس انسانی در اختیار ما می‌گذارد. میکروسکپ، اسپکتروسکپ، تلسکوپ، و رادیو تلسکوپ و هزاران ابزار علمی دیگر حواس ما را تقویت می‌کند و ما را قادر می‌سازد به جهان‌های بسیار کوچک میکروارگانیسم‌ها و دنیای بی‌نهایت بزرگ و دور ستارگان و دنیای پنهان و نادیدنی ملکول‌ها راه یابیم و بدین ترتیب دانش خود در باب جهان را تکمیل کنیم و جامعیت و فراگیری بیشتری به آن بدهیم.

دیدگاه علمی با تلاش و کوشش مداوم همه‌ی دانشمندان با روش‌های فوق به دست می‌آید و حاصل صدها سال کار پیگیر فکری و عملی است و با «معرفت متعالی» متکلمان و متافیزیسین‌ها که همیشه تصویر کاملی از جهان ارائه می‌دهند به کلی فرق می‌کند. تفاوت جهان بینی دانشمند با جهان بینی افراد معتقد به معارف گروه اول در همین است: دانشمندان هیچگاه شناخت کامل و متعالی از این جهان ندارند و نخواهند داشت. دانشمندان به جای این که جهان بینی خود را کامل ببینند، همیشه فرضیه‌ها و نظریات خود را آزمون پذیر می‌دانند و آماده‌اند اگر مدارک و شواهدی بر خلاف فرضیه‌هایشان پیدا شد، آن‌ها را تصحیح و تهذیب کنند، تغییر دهند، و حتی دور بیندازند. گزارش علمی آن‌ها از جهان هیچ گاه به پایان نمی‌رسد و کتاب معرفت آن‌ها همیشه ناتمام است؛ زیرا علم از دیدگاه دانش ورزان جست وجو و طلب حقیقت است نه وصول به آن. در این جست وجو هیچ‌کس به سرمنزل حقیقت نخواهد رسید، و همگی همیشه در راهند. همچو آن سی مرغ هستند که سیمرغ نخواهند شد. برخلاف متکلمان که ادعای معرفت کامل از جهان دارند، دفتر علم همیشه باز است و هیچ داستانی به پایان نرسیده و هر دانشمندی سعی دارد بر حسب بضاعت خود کلمه‌ای، سطری، عبارتی، یا فصلی به آن بیفزاید. در این دفتر هیچ کلام مقدس و تغییرناپذیری وجود ندارد. چه بسا که فصل‌هایی از آن حذف و دوباره نوشته شود. دانشمندان همیشه در حال نگارش و ویرایش دفتر علم هستند.

این خودپاسبانی و خود پیرایی مهم ترین خصیصه‌ی علم است و هنگامی که به جامعیت و وحدت توصیف علمی جهان اشاره می‌کنیم باید آن را در نظر داشته باشیم. این علامت بلوغ علم است که خاضعانه اعلام می‌دارد که هنوز تصویر کاملی از عالم ندارد و همچنان مشغول تهیه‌ی آن است، بر خلاف کوشندگان معارف گروه اول همچون متکلمین، فلاسفه، و متافیزیسین‌ها که همیشه ادعای ارائه‌ی کامل ترین، برترین، و واقعی‌ترین تصویر از جهان را دارند.

نتیجه آن که اگر یک قانون، فرضیه، یا نظریه‌ی علمی با پنج معیار فوق هماهنگی داشته باشد می‌توان گفت علمی است، وگرنه غیرعلمی خواهد بود. وقتی می‌گوییم نظریه‌ای غیرعلمی است منظورمان این نیست که بی‌فایده، ناپسند و بی ارزش است، بلکه منظور این است که پنج معیار مربوط به علم را ندارد و در نتیجه خارج از دایره‌ی علم است. چنین نظریاتی ممکن است جنبه‌ی دیگری از فعالیت و معرفت انسانی باشند: فلسفه و هنر علمی نیستند، اما جنبه‌ی دیگری از فعالیت‌های انسانی هستند. با این معیارهاست که نظریه‌ی جاذبه‌ی نیوتن و تئوری اتمی دالتون را یک نظریه‌ی علمی، و ماتریالسیم دیالکتیک، اقتصاد توحیدی و نظریه‌ی قبض و بسط تئوریک شریعت را غیرعلمی می‌دانیم.

 علم چیست؟ دکتر محمدرضا توکلی‌صابری

گردآوری:

Student / کانال LiberalScientists

آیا مطلب مفید بود؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *