معیارهای علمی چیست؟ (قسمت اول)

معیارهای علمی چیست؟ (قسمت اول)

 چه چیزی علم را از شبه علم، ضدعلم، و غیرعلم (مانند فلسفه) جدا می‌کند؟ برای پاسخ به این سوال باید معیارهایی پیدا کنیم که بر سر آن‌ها به توافق برسیم، تا بعد بتوانیم بگوییم که چه چیزی علم است و چه چیزی علم نیست. به طور کلی با پنج معیار عمده می‌توانیم یک نظریه‌ی علمی را از نظریه‌ای غیرعلمی جدا کنیم. این معیارها عبارتند از:

معیارهای علمی چیست؟ (قسمت اول)
معیارهای علمی چیست؟ (قسمت اول)

 ۱. آزمون پذیری عمومی: موضوعات، قوانین، تئوری‌ها و توضیحات علمی باید نزد عموم دانشمندان قابل آزمایش باشد. اگر نتوان قضایا و احکامی مانند توضیحات، قوانین، و تئوری‌های علمی را که ادعای علمی بودن دارند آزمایش کرد، صحت یا کذب آن‌ها را نیز نمی‌توان ثابت کرد. حتی روشی برای اثبات خطا یا واقع بودن آن‌ها نداریم. باید خاطر نشان ساخت که «آزمون پذیری» و «قابل آزمایش بودن» فرق دارد با این که «آزمایش شده است». مثلا پیش از سفر انسان به ماه این جمله «در سطح تاریک ماه کوه‌هایی وجود دارد» یک قضیه و حکم قابل آزمایش بود، گو این که در آن زمان امکان آزمایش آن وجود نداشت و هنوز آزمایش نشده بود. اما بعدها با پیشرفت پژوهش‌های فضایی این کار انجام شد. در حالی که جمله‌ی «فرشته‌ها موجودات مهربانی هستند» یا «ارواح در سرنوشت انسان‌ها دخالت دارند» قابل آزمایش نیستند.

علم برای آزمایش تئوری‌ها و فرضیه‌های ذهنی است و این که آیا این تئوری‌ها و فرضیه‌ها در علم خارج واقعیت دارند یا نه و اگر واقعیت دارند آیا دیگران هم با آن توافق دارند یا نه. بنابراین آزمون پذیری به توافق عمومی در مورد یک مسئله کمک می‌کند. بدین معنی که نیوتن با فرضیه‌ی جاذبه‌ی خود و ارائه‌ی شیوه‌هایی برای آزمایش نظریات خود به توافق عموم دانشمندان بر سر آن کمک کرد. همینطور لویی پاستور که وجود میکروارگانیسم‌ها را عامل عفونت می‌دانست، با آزمایش‌هایی که تکرار آن برای همه ممکن بود واقعیت داشتن تئوری ذهنی و شخصی خود (تئوری میکروبی) در عالم خارج را به همه نشان داد.

عینیت علوم نیز به همین معیار وابسته است. علم فارغ از تعصبات فرهنگی، شخصی و نژادی است، و هر کسی با شیوه‌ی مشاهده و آزمایش می‌تواند یک مسئله‌ی علمی را تأیید یا رد کند. روش علم روش تجربه و مشاهده‌ی همگانی است، نه تجربه‌ی شخصی و درونی. بنابراین بررسی و تحقیق در مورد آن دست از «واقعیات» و «حقایق» که فقط بعضی افراد «برگزیده»، «ربانی»، «الهی» یا «برجسته» به آن دسترسی دارند (مانند عرفا، صوفیان، اولیاالله) و دیگران را امکان بررسی آن‌ها نیست، از عهده‌ی علم خارج است. محصول معرفت این اشخاص متعلق به خودشان است و نمی‌توانند دیگران را در آن شریک کنند و باید حرف‌هایشان را دربست و بر اساس درجه‌ی ایمان به آن‌ها باور کرد.

جذبه‌ی عرفانی، شور عشق، الهام هنرمند، و حتی برق اشراق یک دانشمند را نمی‌توان فعالیت علمی خواند. موضوعات علمی باید قابلیت تبادل بين افراد گوناگون داشته باشند و همه‌ی افراد به گونه‌ای یکسان آن‌ها را دریابند، و در مرحله‌ی بعد همه‌ی این افراد بتوانند آن‌ها را آزمایش کنند. عقاید و باورهایی که ورای مشاهده، آزمایش، اندازه گیری، و تحلیل‌های آماری باشند، جزو موضوعات کلامی یا ماورا الطبیعه و فاقد معانی هستند که به موضوعات علوم تجربی نسبت می‌دهیم.

(ادامه دارد…)

دکتر محمدرضا توکلی‌صابری

گردآوری: Student

آیا مطلب مفید بود؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *