جهان بی هدف

جهان بی هدف

جهان بی هدف
جهان بی هدف

در این مقاله کراوس ابتدا به خطای فهم ما اشاره می کند که در دنیای اطراف مان، به دنبال هدف و مقصد هستیم.

ما موجوداتی الگو یاب هستیم. به هر چیز می نگریم و به دنبال الگوی و هدف هستیم.

برای همین برای انسان های بسیاری غیرقابل تصور است در دنیایی زندگی کنند که هیچ هدفی ندارد.

نتیجه حرف ایشان این است که پس این هستی می بایست خالقی داشته باشد.

اما آنچه امروز از مکانیک کوانتومی می دانیم، توضیح می دهد که چطور هستی از نیستی پدید می آید بدون اینکه خالقی داشته باشد.

همین طور با کار سترگ چارلز داروین، نشان داده ایم که چطور از ساده ترین موجودات، تنوع زیستی و پیچیده تر شدن دایمی شان هم اتفاق می اوفتد، بدون اینکه نیازمند دستی مداخله گر باشد.

با اینکه تصور زندگی در دنیای بی هدف، برای خیلی تصور ناپذیر است،‌می بایست دقت کنیم که دانش به ما آموخته است که به «تصور نکردنی» فکر کنیم.

ایده های رادیکال و بنیادی، همیشه در نگرشی بوده است که متکی بر یافته های طبیعت است، نه پیش داوری ها، امید ها یا هراس ها یا امیال مان.

دانش همواره ما را از باورهای مرسوم مان دور می کند تا به کشف های جدید دست پیدا کنیم. از همین راه بوده است که در قرن گذشته ، پایه های اصلی منطق کلاسیک، یکی یکی با کشفیات علمی فرو ریخته اند، از کشف اینشتین که زمان و فضا بسته به مشاهده گر تغییر می کنند و ثابت نیستند، تا فهم این موضوع که مطابق مکانیک کوانتوم، آنچه می توانیم درباره هستی بدانیم، به شکل اساسی در محدوده ماهیت فیزیکی ما هست.

به این ترتیب است که در قرن بیست و یکم انقلاب ها و گشایش های فراوان علمی در راه است.

در طول عمر یک انسان هشتاد ساله، فهم ما از هستی بی شکلی بازگشت ناپذیر دچار تغییر شده است.

هشتاد سال پیش تصور ما از هستی، یک کهکشان بود که توسط تاریکی و خلا ساکن احاطه شده است.

امروز می دانیم که بیش از یکصد میلیارد کهکشان وجود دارد و می دانیم که همه اش از انفجاری عظیم در ابعادی به اندازه یک اتم شروع شده است.

ما امروز به مانند کاشفینی هستیم که با گردش به دور زمین متوجه شدند بر خلاف باورهایشان زمین مسطح نیست.

ما نیز متوجه شده ایم که باورهای دیرپایمان درباره هستی نادرست است.

ما امروز می دانیم که انرژی در هستی، به جای اینکه در کهکشان ها پراکنده باشد، بیشتر در خلا نیستی که میان کهکشان ها هست، انرژی انباشته شده است که باعث می شود کهکشان ها را از هم دور کند.

جهان بی هدف
جهان بی هدف

بنابراین کائنات در حال منبسط شدن با سرعتی تصاعدی است.

به زودی این کهکشان ها با سرعتی بیشتر از نور از یکدیگر دور می شوند و دیدن شان ناممکن خواهد شد.

این برداشت ما را از آینده دستخوش تغییر کرده است.

آینده ای به مراتب تاریک تر در انتظار ماست.

هر چه بیشتر منتظر بمانیم، بخش کمتری از هستی قابل دیدن خواهد بود.

چندین بیلیون سال بعد در سیاره ای دور، کسانی به هستی نگاه خواهند کرد و در آن، تصویری اشتباه به مانند آنچه ما در ابتدای قرن گذشته داشتیم خواهند داشت: یک کهکشان تنها که خودشان ساکن اش هستند در میان تاریکی تمام نشدنی در اطراف اش. 

این برداشت جدید ما از آینده، تصویری در حال تکمیل شدن است. شتاب دهنده سرن، شواهدی به نفع بوزون هیگز می یابد که ظاهرا در عرصه هستی بوجود می آید، و جرم داشتن تمام ذرات وابسته به این بوزون است.

شگفتی آفرین تر از همه این است که ما با پیوند مکانیک کوانتومی و نسبیت عام، تصویری از هستی داریم که به راحتی می تواند از نیستی بوجود بیاید و بنابراین، جهان ما نه فقط تنها جهان ممکن، بلکه یکی از چندین جهان است.

مقاله دکتر لارنس کراوس اخترشناس برجسته برای لس انجلس تایمز.

منبع : articles.latimes

آیا مطلب مفید بود؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *