آشنایی با مفاهیم فرگشتی: تصادف

آشنایی با مفاهیم فرگشتی: تصادف
نویسنده: دکتر کوروش رستگار
تصادف؛ مکانیسم تعیین‌کننده تناسب
از یک نظر، فرگشت فرایندی کاملاً تصادفی است.به این معنی که علت موفقیت افرادی خاص از هرگونه، نسبت به بقیه افراد آن‌گونه، این نبوده که این عده آگاهانه و هشیارانه و با یک طراحی از قبل هدفمند در جهت پروراندن مهارتی خاص در خود تلاش می‌کردند بلکه به‌این‌علت بوده که آن عده خاص، بطور تصادفی بدون هیچ هوش کنترل کننده و طراحی و برنامه ریزی ، ژن‌هایی را در بدن خود داشته‌اند که آن ژن‌ها راه‌انداز خصایص، ویژگی‌ها، انطباق‌ها و رفتارهای افزایش‌دهنده موفقیت در بقا و تولیدمثل آن‌ها بوده است.
ماده خرگوشی را فرض کنید که به‌عنوان نسل اول گونه یک جامعه از خرگوش‌ها، دارای ده فرزند که نسل دوم تلقی می‌شوند، است. از بین این ده خرگوش، پنج تای آن‌ها بطور تصادفی، توانایی سریع دویدن و چالاکی را داشته و درنتیجه شانس افزایش‌یافته‌ای برای فرار از دست دشمنان خود و بقا بیشتر دارند.
فرگشت خرگوش
در همچنین محیطی(علفزار و خاکی)، شانس بقای یک خرگوش سفید بیشتر است یا یک خرگوش قهوه‌ای؟
پنج فرزند دیگر، به علت کند بودن، توانایی فرار کردن از دست شکارچیان خود را نداشته و درنتیجه، بیشتر در معرض شکار شدن به‌وسیله گونه‌های دیگر قرار می‌گیرند. آن پنج خرگوشی که این خصیصه رفتاری یعنی چالاکی را نشان می‌دهند، شانسشان برای اینکه تولیدمثل موفقیت‌آمیزتری داشته باشند نیز، افزایش می‌یابد.
علت این مسئله نیز این است که بطور ساده، تولیدمثل کردن نیاز به زنده‌بودن دارد. نتیجتاً آن‌هایی که بقای بیشتری دارند، فرصت بیشتری برای تولیدمثل دارند. در نسل سوم، یعنی نوه‌های خرگوش مادر، توزیع این خصیصه رفتاری یعنی چالاکی و سریع دویدن، افزایش می‌یابد. علت هم این است که خرگوش‌های نسل جدید، عمدتاً زاده‌های خرگوش‌های نسل دومی هستند که خود چالاک بودند.
آشنایی با مفاهیم فرگشتی: تصادف

آشنایی با مفاهیم فرگشتی: تصادف

این فرزندان نسل جدید، این خصیصه رفتاری را از والدین خود و از طریق انتقال ژن‌ها، به ارث می‌برند. حال تصور کنید که همین توالی ذکرشده با همین شرایط بیان‌شده، برای چندین نسلِ پی‌درپی و برای میلیون‌ها سال، ادامه یابد. در هر نسل از خرگوش‌ها، آن‌هایی که چالاک‌ترند، بقای بیشتری دارند و نتیجتاً تولیدمثل بیشتر و آن‌هایی که کمتر چالاک‌اند، بیشتر احتمال دارد که شکار شوند و نتیجتاً نرخ تولیدمثل پایین‌تری داشته و در معرض انقراض نسل قرار خواهند داشت.
در پایان این زنجیره، شما خرگوش‌هایی خواهید داشت که درصد خرگوش‌های چالاک در آن‌ها، نسبت به تعداد خرگوش‌های چالاک در نسل‌های اولیه، بسیار بیشتر است. در زیست‌شناسی و روان‌شناسی فرگشتی، به افزایش یک خصیصه یا ویژگی جسمی و رفتاری که در طول فرگشت و در یک‌گونه روی می‌دهد، گزینش یا انتخاب شدن آن خصیصه می‌گویند.
علت به‌کارگیری این واژه نیز این است که طبیعت در هر گونه از موجودات، درواقع، اقدام به‌گزینش یا انتخاب صفاتی می‌کند که برای دارنده آن صفت، خاصیت تناسب افزایی دارند. این اتفاق درنتیجه انتخاب شدن افرادی که آن صفات را داشته‌اند، روی می‌دهد. علت اینکه داروین عنوان انتخاب طبیعی را برای نظریه خود انتخاب کرد نیز همین بود. منظور او از این عبارت این بود که طبیعت اقدام به انتخاب کسانی می‌کند و به آن‌ها اجازه بقا و تولیدمثل می‌دهد که بتوانند با شرایط طبیعی زندگی خود بیشتر منطبق شوند. به مثالِ شاه، ساکنان روستا و انتخاب رنگ، توجه کنید.
شاهی را تصور کنید که به ماموران خود دستور می‌دهد تا ساکنین یک روستا را با سؤال «لباس چه رنگی را دوست داری؟» مواجه کنند.وزیر شاه، قبلاً به او گفته که کسانی که رنگ سبز را ترجیح می‌دهند به دلیل استتار در بیشه‌های سبز جنگل، بیشتر قادر به استتار و پنهان ماندن از دید دشمن هستند و درنتیجه بهتر می‌توانند در ارتش خدمت کنند.شاه به همین دلیل دستور می‌دهد که کسانی را که از بین رنگ‌های ارائه‌شده، رنگ سبز را انتخاب می‌کنند، جدا کرده و مابقی را از دم تیغ بگذرانند!
فرض کنید که انتخاب رنگ ترجیحی در افراد، رفتاری باشد که وابسته به ژن‌های افراد است. کسانی که برحسب شانس، ژن ترجیح رنگ سبز را داشته و این رنگ را انتخاب می‌کنند، زنده مانده و به بقا و تولیدمثل خود ادامه می‌دهند. مابقی افراد، محکوم‌به مرگ می‌شوند.
بعد از چندین نسل، روستای مذکور از افرادی تشکیل می‌شود که رنگ ترجیحی لباس اکثریت یا همه آن‌ها، رنگ سبز است. مثال ذکرشده را می‌توان به‌قاعده انتخاب طبیعی و فرگشت نیز تعمیم داد.
قانونی که انتخاب طبیعی بر اساس آن انتخاب و عمل می‌کند، میزان انطباق و سازگاری با محیط است. در هر نسل، کسانی انتخاب می‌شوند که توانایی سازگاری با شرایط زیست-محیطی و اجتماعی خود رادارند.
در مثال بالا، انتخاب رنگ ترجیحی به‌وسیله ساکنین روستا، کاملاً تصادفی بود، به این معنی که ساکنینی که رنگ سبز را انتخاب می‌کردند، هشیارانه و آگاهانه اقدام به این انتخاب نکرده بودند بلکه کاملاً اتفاقی و بر اساس اینکه ژن انتخاب چه رنگی در بدن آن‌ها وجود داشت، دست به انتخاب می‌زدند. انتخاب طبیعی گونه‌ها نیز مشابه همین مورد است.

آن‌هایی که برحسب شانس و اتفاق، دارای ژن یا ژن‌هایی‌اند یا از طریق جهش ژنی، دارنده چنین ژن‌هایی می‌شوند که آن‌ها را در انطباق با محیط کارآمد‌تر کرده یا تولیدمثل موفق را در آن‌ها افزایش می‌دهد، شانس بالاتری برای زنده ماندن و تولیدمثل موفق و درنتیجه گسترش ژن‌های خود خواهند داشت.
توجه کنید که به‌کارگیری واژه «تصادفی» به معنای بدون علت بودن نبوده و صرفاً به این معناست که کنترل چیزی از دست ما خارج باشد. تصادف در فرگشت را، ژن‌ها و هماهنگی آن‌ها با محیط، تعیین می‌کند. فردی برحسب‌تصادف یعنی اینکه تحت کنترل خود او نیست، دارای ژنی است که منجر به راه‌اندازی رفتارهایی در او می‌شود که تناسب او را افزایش می‌دهند. همین تصادفی که منجر به‌تناسب افزایی در آن فرد شده، می‌تواند درجایی دیگر به قیمت پایین آمدن تناسب او تمام شود.
خود انتخاب طبیعی، تصادفی عمل نمی‌کند. این تفاوت‌های ارثی افراد است که منشأیی تصادفی دارند. انتخاب طبیعی درواقع نتیجه تعامل بین محیط و تفاوت‌های ارثی در یک جمعیت است. تفاوت‌ها به‌صورت اتفاقی روی‌داده‌اند، اما انتخاب طبیعی بطور اتفاقی عمل نمی‌کند. محیط، صفات مطلوب را خلق نمی‌کند، بلکه فقط روی گوناگونی‌های موجود در هر جمعیت، تأثیر گذاشته و از ماندگاری و زادآوری برخی نسبت به برخی دیگر، پشتیبانی می‌کند.(علی بیک، ۱۳۸۸)
منبع: کتاب هوس‌های سرخ، فصل سوم
آیا مطلب مفید بود؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *