نقد فایل صوتی دکتر سروش ، با عنوان داروینیسم در ترازو / مدرسه مولانا

نقد فایل صوتی دکتر سروش ، با عنوان داروینیسم در ترازو / مدرسه مولانا

فایل صوتی جناب سروش رو چند روز پیش گوش کردم .

ابتدائا با توجه به عنوان فایل خیلی مشتاق بودم ببینم که این “ترازو” چه جور ترازویی است و نقد داروینیسم با چه متدی و در چه پارادایمی انجام میشود .

اوایل فایل که بیشتر تعارفات مگالومانیک بود و گوینده دیگران را در ” محضر ” خود خواند و آرزو کرد همگان از آن ” ضیافت ” دست پر بروند .

همینطور جناب سروش اشاره ای کردند به حضور کسانی که با داروین ” عهد و علقه ای ” دارند !

قبل از هر چیز باید این کج اندیشی را اصلاح کرد که احترام به یک دانشمند و دستاوردهایش ( هرچند ممکن است مثل نجوم بطلمیوسی باطل شود ) موضوع علم نیست . ضمنا نظریات علمی محل عهد و علقه نیستند و برعکس ، هیچ تعهد و تعصبی در وادی علم وجود ندارد و ما آماده هستیم که به نظریه بهتری را بپذیریم و قبلی را به تاریخ علم بسپاریم .

اما از این حاشیه ها که بگذریم ، گوینده اعلام کرد که نقدی که ایراد میکند علمی و فلسفی است و از اینجا بود که اشتیاق من به شنیدن دو چندان شد .

با توجه به سبقه جناب سروش و کج فهمی ایشان از علوم طبیعی ، آماده بودم باز مثل بافته های قبلی ایشان ، شاهد مقدمات غلط و نتیجه گیری اشتباه باشم ، که مع الاسف عینا چنین چیزی رخ داد .

متاسفانه دانش ایشان از علم تجربی و بخصوص فرگشت ، بسیار سطحی و شدیدا مغلوط است . فی الواقع ایشان سازوکار تکامل را بدرستی درک نکرده اند و لذا از موضوعاتی مثل ” جهش های اتفاقی ” و ” نقش زمان ” و …. بصورت نادرست استفاده میکنند .

نقد فایل صوتی دکتر سروش ، با عنوان داروینیسم در ترازو / مدرسه مولانا

نقد فایل صوتی دکتر سروش ، با عنوان داروینیسم در ترازو / مدرسه مولانا

برای موضوعات مطروحه ایشان ، مثالهای بسیار ابتدائی ارایه شده تا کسانی که مثل جناب سروش اطلاعات علمی کافی ندارند هم بتوانند موضوع را در حد ابتدائی درک کنند . بطور مثال ” داستان میمونهای تایپیست ” برای جناب سروش آموزنده خواهد بود .

به هر رو این سخنرانی از نظر علمی چنان بی مایه و سطحی و آکنده از کج فهمی بود که به گمان من ارزش نقد علمی ندارد . چرا که نقد علمی جایی جایز است که اساس کار صحیح و ظرایف و جوانب ایراداتی داشته باشد .

اما از نظر شاکله کلی بحث ، گوینده مکررا دچار مغالطات مختلف میشد . بیشترین چیزی که آزار دهنده بود ، مغلطه ” آویختن به لغات و عبارات پیچیده ” بود . این مغلطه که برای مرعوب کردن شنونده انجام میشود ، بدین شکل است که گوینده با استفاده از واژگان تخصصی و یا لاتین ، میخواهد شنونده عام را مرعوب کند . ( یعنی ببین من چقدر بلدم و تو هیچ بلد نیستی )

متاسفانه جناب سروش این مغلطه را بسیار ناشیانه انجام میدهند . گاهی از تلفظ فرانسوی و گاهی انگلیسی و گاهی حتی تلفظ فارسی یک واژه  لاتین استفاده میکنند .

مثلا بجای استفاده از واژه سهل ” طبیعت گرایی ” از تلفظ ” ناتورالیسم ” و همزمان از واژه ” اوولوشنری ” استفاده میکنند که هرکدام مال یک جای مختلف از دنیاست !   به هر صورت خوب است که از میزان همیشگی الفاظ حوزوی جناب سروش کم شده و حالا که ساکن بلاد کفرهستند ، حرف زدنشان مزین به اصطلاحات غربی – هرچند اشتباه – شده است .

در نهایت ، در وادی فلسفه …

فرمایشات جناب سروش مبتنی بر کتاب یک فیلسوف شناخته شده و بیخدای غربی است .

این نظر که یک یک ذرات کائنات هوشمند یا آگاه هستند ، جدا از مجادلات فلسفی ، حداقل در وادی علم مردود است .

به زبان ساده ، مفاهیمی مثل هوشمندی و آگاهی ، فرآورده سیستمهای پیچیده عصبی  هستند و این خاصیت را از چند جهت نمیتوان به ذرات عالم نسبت دارد .

ابتدا اینکه وجود چنین شبکه ارتباطی خاصی ( شبکه عصبی یا مدارات منطقی ) بین اجزای عالم به ثبت یا اثبات نرسیده است که بشود طبیعت را آگاه یا هوشمند دانست .

آنچه در طبیعت سراغ داریم << قانونمندی >> است و نه آگاهی و هوشمندی .

فی الواقع رفتار اجزای کائنات قانومند است ولی در عین حال کور و غیر غایتمند .

موضوع دیگر مغلطه ” تعمیم ” است .

یعنی شما نمیتوانید عقلا یک خصوصیت قسمتی از مجموعه کائنات ( مثلا خصوصیات مغز ) را به کل آن تعمیم دهید .

و نهایتا موضوع مغلطه ” مصادره به مطلوب ” است که نه آرائ فیلسوف و نویسنده کتاب و نه کل موضوع ، به آن خوانش مورد وثوق جناب سروش یعنی ” خدای وحدت وجودی ” ختم نمیشود .

قبلا عرض کردیم که یک خوانش از خداوند متعال ، خدایی است که محاق و منطبق بر کائنات است و هر چه میبینی هم اوست …

به زبان ساده :

یک فرض این است که خداوند متعال موجودی است در کنار یا بیرون کائنات

یک فرض این است که خداوند متعال موجودی است در کائنات و جزئی از آن

یک فرض هم این است که خداوند متعال عین کائنات است و منطبق بر کائنات

در مجموع فرمایشات جناب سروش از نظر علمی نه تنها باری نداشت بلکه عموما اشتباه و گمراه کننده بود و ایرادات فلسفی و استدلالی هم زیاد داشت .

بیش از آنکه به ترازو قابل تشبیه باشد به توبره ای میمانست که اطلاعات درست و غلط ، بصورت فله ای از آن بیرون آورده میشد .

سایت انجمن پیشبرد علوم آتئیست ها و اگنوستیک ها

آیا مطلب مفید بود؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

یک پاسخ

  1. یاوریات گفت:

    این مطلب را برادرم که دندانپزشک است برای من که ژنتیست و عضو هیئت علمی دانشگاه هستم ارسال کرده و من دوبار متن نقد را خواندم متاسفانه متن نوشته شده بیشتر به نوشته های کیهان شبیه می باشد و فاقد تحلیل علمی است و چقدر خوب بود که تحلیل مودبانه و دقیق صورت می گرفت هیچ کس بری از عیب نیست و نباید کسی را مطلق گرفت ولی ادبیات کیهانی شایسته سایت علمی نیست.

     

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *