اندر حکایت عزت

اندر حکایت عزت

وقتی کمی سیستماتیک به کشور عزیزمان و حکومت نگاه میکنیم ، به پارادوکسهای بسیار جالبی برخورد میکنیم .

اول مسئله خدا :
طبق ادعا ما هر چه میکنیم را داریم برای رضای خدا و در راه خدا میکنیم .
جالب اینجاست که تقریبا همه یکتاپرستان جهان ، ائم از یهودی و مسیحی و مسلمان و زرتشتی و باقی را دشمن خود میدانیم و شعار مرگ بر ، برایشان سر میدهیم ولی متقابلا بر روسیه و چین کمونیستی – ماتریالیستی و ضد خدا ، غلامیم و هر چه داریم ، از ثروت ملی گرفته تا شرافتمان را داریم دو دستی در حلق ماتریالیست های ضد خدا میکنیم !
بایسته بود اول دارالکفر را فتح میکردیم و بعد که ثروت کفار را غارت کردیم ، زنان چشم بادامی چینی و شاسی بلندهای بلوند روسی را به کنیزی گرفتیم ، میرفتیم سراغ اهل کتاب ..
آنوقت هم بهتر میبود از اروپا و امریکای جهانخوار جزیه میگرفتیم ، چون با فتح بلاد کفر ، دیگر حالش نیست که برویم به فتوحات دیگر .. همان جزیه را بدهند ما سر خودمان را با کنیز و غلام گرم میکنیم .

دوم اسلام و مسلمانی
ما مسلمانان بسیار منحصر به فرد و باحالی هستیم . چرا که از خود اعراب که هیچ ….از خود خود پیغمبر خدا هم مسلمان تر هستیم !
92% مسلمانان جهان نه تنها ما را مسلمان حساب نمیکنند ، بلکه کافر حربی میدانند .
جالب اینجاست که در صف همگانی دشمنان ما ، اولین و مهمترین دشمن ، برادران مسلمان 92 درصدی قرار دارند و اصلا ما با غیر مسلمان نه جنگ میکنیم و نه جنگ کرده ایم !

اندر حکایت عزت

اندر حکایت عزت

سوم مسئله دستاوردهای شکوهمند ما

اینجا کار کمی سخت میشود . چرا ؟
چون مسائل اعتقادی را میشود به هر رو ، هر جور که میخواهیم تعریف و تبیین کنیم ولی وقتی میرسیم به دستاوردها ، با یک مشت شاخص طرف هستیم که تعریف و حساب و کتاب علمی دارند . شاخص ها هم از جنس عدد و ریاضیات هستند . هر قدر هم استاد انگولک اعداد و داده ها باشیم ، باز تشت ریاضیات از بام می افتد و صدای آن از میزان انسداد مجرای گوش خارجی با پنبه بیشتر است .

حالا چکار کنیم ؟
مثلا به درآمد خالص ملی بنازیم ؟ به ارزش پول ملی ؟ به امید به زندگی ؟ درآمد سرانه ؟ به چه چیزی بنازیم که بشود خوب مغلطه کرد ؟

آهان .. عزت !
عزت که نه شاخص دارد و نه تعریف درست و درمان .
پس دستاورد ما عزت است !
هر جا حرف از دستاورد میشود ، میگوییم ما جماعت را عزت تپان کرده ایم .

اما باز چند پرسش جدید پیش می آید :
اگر عزت همان عزیز بودن است ، باید پرسید ما نزد کدام جماعت و ملل عزیز شده ایم ؟
مثلا میشود آماری داد که ببینیم از این 8-7 میلیارد ساکن زمین و یکصد و اندی کشور ، ما کجا عزیزیم ؟
مثلا کجا ما را راه میدهند ؟
اصلا حضراتی که ما را عزت تپان فرموده اند خودشان جرات پا گذاشتن بیرون از مملکت را ندارند .
حداقل نمیتوانند بروند خانه خدا را طواف کنند … بس که ما عزت داریم !
بجز همان برادران ماتریالیست کمونیست که ما را جزو دیوانگان و سفیهان دسته بندی میکنند و به ریشمان که حالا به پیشمان رسیده ، میخندند ، کجا عزت داریم ؟

اگر اجنبی مهم نیست و پیش خودمان عزت داریم ، باید پرسید مگر گدایی و بی آبرویی عزت است ؟
مگر اعتیاد و تن فروشی عزت است ؟ مگر نابود کردن یک فلات با بیخردی و ندانم کاری عزت است ؟

اینبار که کسی دم از عزت و عزتمندی زد باید بپرسیم عزت چیست و شاخصه های آن کدام ؟

امضاء و کله مبارک نویسنده محفوظ

انجمن پیشبرد علوم آتئیست ها و آگنوستیک ها
www.en.iraaaas.com

آیا مطلب مفید بود؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *