دلایل بی‌خدایان ، فروتن شدن انسان‌ها

دلایل بی‌خدایان ، فروتن شدن انسان‌ها

دانش، نه همه‌را، ولي بسياري از پرسش‌های ما را پاسخ داده است و روشنگري طبيعت‌گرا جايگزين يك توضيح فراطبيعت شده است.
اگر ادعاهاي کتب ادیان معتبر بود، پرس‌وجوهاي علمي بايد آنها را تأييد مي‌كرد. اما نادرستي اين ادعاها را يكي پس‌از ديگري مي‌يابد. توضيحات فراطبيعت پس‌روي پيوسته‌اي به‌درون باقي‌مانده‌ي شكاف‌هاي خلاء آگاهي انساني دارد – شيوه برداشتي كه «خدای‌حفره‌ها» ناميده مي‌شود.
يكي از آموزه‌هاي ادیان اين انديشه است كه انسان‌ها مخلوقی ويژه بوده كه جدا از بقيه جانوران آفريده‌شده و از روح فناناپذيري بهره‌مند شده است. امروزه دانش نادرستي اين گفته را روشن ساخته – انسان در واقع جانور و با ديگر جانوران منقرض نشده‌ي امروزی نيای مشتركی دارد – روشن گشت كه درست همين انديشه روح و ويژه بودن انسان نياز به بازبيني دوباره‌اي داشته و هنگامي كه مردم آن‌را وارسي كردند بسياري از آنها دريافتند كه ادیان ديگر توان پاسخ‌گویی ندارد.
ستاره‌شناسي نيز هنگامي كه در ۶۰۰ سال پيش يكي از اصول كانوني و بنيادي خويش -يعني نبودن زمين در مرکز كائنات- را از‌دست‌داد.
انسان‌ها از روز نخست روي زمين نبودند – در واقع هوموساپينس در كمتر از يك‌دهم از يك‌درصد (۰/۱ درصد) از تاريخ زمين وجود داشته است. اگر جانوران ديگر روح ندارند خدا بايستي زمانی از تاريخ فرگشت را به دميدن روح به انسان‌ها برگزيده باشد، زماني كه انسان‌ها «به‌اندازه كافي و بسنده آدم شده» و شايستگي روح را داشته‌اند. براي اين‌كه فرگشت با گام‌هاي بسيار كوتاه به‌جلو رفته و هيچ دمي نبوده كه انسان‌ها از خط «پيش انسان» به«انسان» كامل گذر كنند. ازجمله مشكلات و دشواري‌های گذر ناگهانی، مي‌تواند نسلي را نتيجه دهد كه كودكان داراي روح ولي پدر ومادر آنها بدون روح باشند یا جانوران نيز روح دارند و ناچارمي‌شوم درخت زندگي را به‌سوي پايين پيگيري كرده، روح دميدن در باكتري‌ها وچمن‌هاي جلوي خانه را هم‌زمان فرض‌كنم!!دلایل بی‌خدایان ، فروتن شدن انسان‌ها
مهم نيست كه ادیان چگونه با آن كنار مي‌آيد، اين انديشه كه من روح دارم ولي سگ روح ندارد دشواري بسيار بزرگي است. جستاري كه بسياري آن‌را براي روح و رستگاري مشكل بزرگي به‌شمار مي‌آورند، اين مهم است كه توجه كنيد، همه‌ي مردم فرگشت و باورهاي ادیان را ناسازگار نمي‌بينند، اما افرادی سازگاری اين‌دو را ممكن يافته‌اند. من و بيشتر بي‌خدايان درست نمي‌توانيم دريابيم كه اين افراد اين آشتي را چگونه يافته، ولي خوب است كه پشتيباني آنها را براي آموزش فرگشت داشته باشيم. (بهتر از انکار فرگشت است).
(راستي، راستي) دير به‌مهمانی زمین رسيدن، يكي از يافته‌هايی كه مايه نازل شدن مشکلات سهمگيني به‌ويژه برسر انديشه كانون آفرينش انسان بوده.
نمونه زير، زمان بسيار كوتاهِ آمدن انسان‌ها به‌روي زمين را با ديدگاه فروتنانه‌اي نشان مي‌دهد.
دستان خودرا در دو‌سوي پيكر خود درازكنيد. درازاي دو دست شما خط زمان است. نوك انگشتان دست چپ نمايش‌گر زمان نخستين تك‌ياخته زنده برروي زمين‌بوده و نوك انگشت دست راست شما درست همين دم و لحظه است. ميان اين دو ۳/۷ميليارد سال وجود دارد كه پيشينه زندگي و حيات بر روي زمين است. مي‌توانيد بگوييد در چه نقطه‌اي دراين خط زماني دايناسورها برروي زمين پديدار شدند؟ هم‌چنين نقطه‌ي پديدارشدن انسان‌ها را مي‌توانيد بگوييد؟
در زمان كودكي من دايناسورها را نزديك شانه‌هاي چپم مي‌گذاشتم و انسان را جايي نزديك ميان سينه قرار مي‌دادم. سپس مدتي با كارل ساگان يكي از پرشنونده‌ترين مردان دانش سپري كرده و دريافتم كه انسان‌ها اين‌سوتر قرار درند . . . البته بسيار اين‌طرف‌تر.
از سرپنجه‌ي دست چپ تا همه‌ي بازوي تا برسد به شانه چپ از روي سينه رد شده تا شانه راست تنهاگونه زندگي برروي زمين باكتري‌ها بوده است. هنگامي كه شما به‌مچ دست راست مي‌رسيد شگفت‌انگيزترين شکل زندگي و حيات برروي زمين، پادشاه هيولاها، كرم بوده است، درميان كف‌دست راست سرانجام دايناسورها را خواهيم داشت كه در آخرين بند انگشت منقرض مي‌شود.

دوباره با چشمان خويش از آغاز تا رسيدن به‌زمان انقراض دايناسور نگاهي بيندازيد. هنوز هيچ نشاني از اشرف مخلوقات ديده نمي‌شود گونه‌اي كه گمان مي‌شود همه‌چيز براي آن ساخته شده است – انسان‌!
پس سرانجام كی انسان‌ها برروي زمین پديدار شدند؟
خوب زمان پديدار شدن آن‌ها بسيار بيشتر از دير كردن‌هاي متعارف است. هوموساپينس روي‌لبه كوچكي از ناخن انگشت جاگرفته‌است.
با توجه به اين درك كه گونه‌ي انسان تنها در آخرين يك‌دهم يك‌درصد از تاريخ حيات و زندگي برروي زمين رسيده است.

teltagram

انجمن پیشبرد علوم آتئیست ها و آگنوستیک ها

آیا مطلب مفید بود؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *