بازخوانی شاه‌كارهای بی‌خدایی. قسمت چهارم

بازخوانی شاه‌كارهای بی‌خدایی

قسمت چهارم

تصور يك جهان انسان‌گرا “لامونت”

كوريس لامنت فيلسوف آمريكايی (1995-1902) به دليل چندين شكايت پيرامون آزادی‌های مدنی برضد دولت امريكا به‌خوبی شناخته می‌شود و اين شكايت‌ها سبب آماده شدن صحنه برای به‌دست‌آوردن آزادی‌های مهم فردی وپيوستن به انجمن‌ها شد. ولی هم‌چنين لامونت يك فيلسوف بانفوذ و آموزگاری بود كه كتاب فلسفه‌انسانگرايی را نوشت، كتابی كه «بررسی سرنوشت‌سازومتمايزكننده‌ی انسان‌گرايی»خوانده می‌شود.
هنگامی كه درگذشته نخستين‌بار پيرامون آزادانديشی ساختاريافته كاوش می‌كردم، به انجمن انسان‌گرای آمريكايی پيوسته كه كتاب فلسفه انسان‌گرايی به عنوان خوش‌آمدگويی برای من فرستاده شد. چون تا آن هنگام نگرش خويش را پيرامون دين دريافته بودم بنابراين نيازی به كتاب ديگری برای رداستدلال‌های رد شده نداشتم. نياز به‌چيزی داشتم كه كارايی و تأثيرات تصميم‌ گرفته شده را روشن‌گری نمايد، كتابی كه پاسخی برای پرسش اصلی من باشد، يعنی «اوكی، خوب من يك انسان‌گرا يا اومانيست هستم. خوب حالا چی؟» باری اين كاری بود كه كتاب لامونت برا‌یم انجام داد. لامونت با تعريف و تشريح انسان‌گرايی آغازكرده، سپس نشانه‌های سنت ديرين انديشه‌های انسان‌گرایی را رديابی كرده و سرانجام با روشنگری درباره ارزش و ديدگاه‌های انديشمندان و انسان‌گرایان بزرگ به پايان می‌رسد.
هنگامی كه نخستين بار كتاب كارليس را برداشتم هنوز تصوری از بی‌خدايان چون دسته‌ای ازآدم‌های ترشرو و رنجيده داشتم و به راستی برای پيوستن رسمی به آنها هنوزشك داشتم. لامونت به من نشان‌داد كه می‌توانم ناباوری باشم پراز شادی، نه تنها درهنگام ضرورت دلبسته چيره شدن برامور، مانند خود لامونت، بلكه هم‌چنين درساختن وآباد كردن آنها باشم. «Corliss Lamont»
آخرين بخش كتاب لامونت «امورات زندگی» مانند پايان يك سخنرانی اينگرسول بود – ستايشی الهام‌بخش به رويدادهای احتمالی هنگامی كه مردم بهترين وجود خويش را برای وظيفه انسان بودن رومی‌كنند. می‌پذيرم كه بخش پاياني كتاب لامنت «تمدن انسان‌گرا» تنها كمی به سوی پولييانا(خوش‌بينی زيادازحد) كج می‌شود. لامونت تصويری از يك جهان بی‌گذشت درخشان رسم می‌كند كه فراتر از دين رفته، زخم‌های خويش را درمان كرده، فرهنگی كه درآن آموزش بيش‌تر پول‌ساز است تا جنگ‌افروز، آزادی بيان مطلق بوده و خوبی همگانی و جمعی چيره برآزمندی افراد است. زيرا انسان در چنين جهانی هنوز درخطر است. من اين اندازه خوشبين نيستم. هم‌چنين زمان طولانی را برای تصورجهانی بدون هيچ دينی سپری نمی‌كنم. درپندار ملايم من نه مذهبی‌ها و نه سكولارها ازميان رفتنی نيستند. ماهمگی برای زمان بسيار بلندوطولانی باهم خواهيم بود.
آرمان‌های انسان‌گرايی محدود به جهان‌بينی سكولار نيست. اين آرمان‌ها تنها درباره قراردادن اين جهان و اين زندگانی درجايگاه نخست بوده و مهم نيست كه شخص به چيزديگری باورداشته باشد. اين كوشش برای روشنگری پيرامون تمدنی كه براساس آرمان‌های انسان‌گرای ساخته شده نخستين چيزی بود كه ديدم وهنوزهم برای من و برای بسياری ديگرالهام‌بخش است.
ازسوی ديگر سخت است تا با جمله پايانی كتاب هم‌رأی و هم‌عقيده نبود: «انسان‌گرايی وظيفه كامل نجات‌دهی‌ و رهانيدن خودرا بردوش ماگذاشته است» اين ديگر بستگی به انسان‌ها دارد.

 

“ادامه دارد”


انجمن پیشبرد علوم آتئیست ها و اگنوستیک ها

آیا مطلب مفید بود؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *