آيا جهان نشانه اي از طراحي دارد؟ (فصل اول)

آيا جهان نشانه اي از طراحي دارد؟

فصل اول
.
آفرينش گراها، بر پايه تعريف، به “معجزه ي آفرينش” باور دارند.
آفرينش گراها با سند گرفتن از استدلال “علت نخست” ادعا دارند تنها بودن ماده فيزيكي در بيگ بنگ، مداخله يك نيروي فراطبيعي را ثابت مي كند.
آفرينش گرایان مي گويند، ماده نمي تواند خودش را بيافريند.
پس جهان هستي ميبايستي بدست نيرويي فراطبيعي آفريده شده باشد، كه با قوانين فيزيكي محدود نميشود.
در بخش پيشين، پيش فرض هاي نادرست، ناديده گرفته شده و غير دقيق “دانشيك” نتيجه گيري هاي استدلال “علت نخست” را برشمردم.
در دسترس ترين توضيح درباره استدلال “علت نخست” مصادره به مطلوب (يعني، اگر خدا جهان را آفريده است، پس خدا را چه كسي آفريده است؟
اگر خدا هميشه بوده است،پس چرا ماده-انرژي جهان هستي، نمي تواند هميشه بوده باشد؟) هست.
توضيح كمتر ديده شده چنين است استدلال “علت نخست” نشان دهنده ي ناداني به روش هاي دانشيك، كه در انديشه فلسفي الهيات چون جانشيني براي پژوهش هاي
مستقل تجربي پيشنهاد شده، مي باشد.
بهر رو، آفرينش گراها پس از ناموفق بودن “علت نخست” باورهاي خويش را رها نمي كنند.
مسائل بيشتري از وجود فراطبيعي را به پيش مي كشند.

آيا جهان نشانه اي از طراحي دارد؟ (فصل اول)

آيا جهان نشانه اي از طراحي دارد؟ (فصل اول)

بر طبق نگر آفرينش گرایان، جهان هستي با قوانين فيزيك- قوانيني كه آن ها باور دارند از
سوي خداي تواناي معجزه گر براي هدف ويژه طراحي و پياده سازي شده- هدايت مي شود.
آفرينش گراها ادعا مي كنند قوانين فيزيكي يك زيرساخت سامانمند در جهان هستي را آشكار ميكند.
مي گويند، جهان هستي مانند سازوكار پيچيده يك ساعت جيبي دقيق: همچنان كه در ساخت ساعت نياز به ساعت سازي كارآزموده براي طراحي و قابل اطمينان بودن آن هست، پس همان گونه پيچيدگي و پيش بيني پذيري جهان هستي، و همان گونه نيز با قوانين فيزيك آشكار شده، نياز به “ساعت سازي خدا گونه” دارد.
گفته ميشود، جهان هستي به طور كاملي سازمانمند شده و اين نظم تنها از سوي خداست.
آيا آفرينش گراها درست مي گويند؟
آيا جهان هستي ما شواهدي از طراحي و فرماندهي نيروي فراطبيعي نشان میدهد؟
پاسخ روشن به اين پرسش “نه” ميباشد، جهان هستي هيچ گونه گواهي از طراحي
معجزه آسا يا مديريت فراطبيعي نشان نمي دهد.
ما بايستي دريابيم چرا آفرينش گرایان با روندي پيوسته، معجزه هايي كه نيست را مي بينند.
ما بايد دريابيم چگونه آفرينش گراها، همچون كودكي در نمايش شعبده بازي، با نديدن و درنيافتن دانشيك رابط هاي علت – معلول، معجزه هاي خواسته خويش را ميآفريند.

آيا جهان نشانه اي از طراحي دارد؟ (فصل اول)

آيا جهان نشانه اي از طراحي دارد؟ (فصل اول)

يكي از مهم ترين ورزيدگي هاي ارزشمند شعبده بازها، توانايي منحرف نمودن توجه تماشاگران است.
هنگامي كه شعبده باز، چشمان تماشاگران را به سوي چراغ چشمك زن سرخ مي كشد، پنهاني دستمالي را از آستين خودش بيرون مي كشد.
زماني كه زيبارويي با پاهاي هوس انگيز در حال خراميدن است، شعبده باز خرگوشي را در كلاه خويش مي گذارد.
هيچ كس به اينكه چشم بندي چگونه انجام ميگيرد توجه ندارد.
تردست، توجه تماشاگران را به جاي ديگري متمركز نموده – و به نگر ميرسد در روي سكوي نمايش “جادو” رخ داده است.
اگر به گونه ي گزينشي به بررسي بخشي از رويدادها بپردازيم، معجز ه ها فراوان مي شوند.
آفرينش گراها نيز، مانند شعبده بازان، كوشش دارند، توجه ما را، براي اينكه از روابط متقابل دانشيك علت- معلول، كه “معجزات” را اين دنيايي مي كنند، نا آگاه بمانيم، به گولزنك هاي پر زرق و برق جلب كنند.
آفرينش گراها خودشان، به دليل بدگماني، كاربرد نادرست و ندانستن بسياري از قانون هاي سخت دانش، جهان به كارافتاده با معجزه، كه كمابيش در سه دسته بزرگ جا ميگيرند، را ميبينند:
1- معجزه منظم بودن جرم هاي فضايي (كه به منظم بودن سياره ها و اجرام آسماني اشاره مي كند)؛
2- معجزه زندگي روي زمين (كه درباره آناتومي پيچيده انسان و ديگر سامانه هاي بيولوژيكي سخن مي گويد)؛
3 – معجزه بينش دروني دين داران(كه به رخدادهاي بسيار نادر، بسيار مثبت در زندگي خود مومن اشاره مي كند).

هرگاه انسان نخستین به علت نبود دانش، ناتوان از دریافتن رویداد مورد بررسی، می شد، «خدای نبود دانایی یا خدای حفره ها» را برای پر نمودن جای خالی دانش خویش، می ساخت.
دریانوردی که از ستاره شناسی چیزی نمیدانست، خورشید گرفتگی را نشانه ای از سوی خدا تفسیر می نمود.
مادری، نا آگاه از بودن ویروسها و میکروارگانیسمها، بیماری دخترش را خشم خدا، یا شاید خشم اهریمن، میدانست.
کشاورز سده چهاردهمی، نابودی حاصل زمینهای خود را، از گناه خانواده و خودش می دانست.
نا آگاهی از فرگشت بیولوژیک، انسان قرون وسطی پیچیدگی پیکر خویش را نشانه ی آفرینش خدا می دانست.
همین گونه در اسلام و ایران نیز بدبختیها، سرطان، خشکسالی نشانه گناه مردم دانسته میشود.
شکاف بزرگتر در درک دانشیک، نیاز تاریخی بزرگتر به یک معجزه گر «خدای حفره ها» دارد.
چرا باران می بارد؟ چون خدا میخواهد.
چرا باد میآید؟ چون خدا فرمان میدهد.

چرا آسمان آبی است؟ چون خدا خواسته است.
چرا خورشید میتابد؟ چون خلا فرمان داده است.
همه ی این پرسشها دارای پاسخ های ارزشمند دانشیک هستند.
ولی انسان پیش از رنسانس، در دوره ای زندگی میکرد، که خرافات بر خردورزی منطقی چیره بود زمانی که اگر کسی توضیحی دانشیک میداد از کارگزاران دین، تا نزدیک مردن شکنجه می شد.

آيا جهان نشانه اي از طراحي دارد؟ (فصل اول)

آيا جهان نشانه اي از طراحي دارد؟ (فصل اول)

انسان پیش از رنسانس، در دوره‌ای زندگی میکرد، که خرافات بر خردورزی منطقی چیره بود.
زمانی که اگر کسی توضیحی دانشیک میداد از کارگزاران دین، تا حد مرگ شکنجه می‌شد.
گالیله به سختی از حکم اعدام صادر شده از سوی کلیسای کاتولیک برای رصد ماه‌هایی که به جای زمین که «جای دنیا آمدن عیسا» و «مرکز گردش جهان» پنداشته می‌شد، به دوره هرمزد (مشتری) میچرخیدند، رهایی یافت.‌‌
در سراسر تاریخ ثبت شده، خدا همچون نیرویی حاضر در همه جا، دست اندر کار کوچکترین امور مربوط به انسانها دیده شده است.
بهر حال، در طول پنجاه سال گذشته، آفرینش‌گرایان جایگاه تاریخی خویش درباره دست داشتن خدا در همه ی امور زمینی و آسمانی را واگذار کرده‌اند.
خدا اکنون بیشتر تماشاگری منفعل، در سرپرستی بر طبیعت – بیشتر تماشاگر طبیعت خودگردان برای کنشهای خویش، پنداشته می شود.
برای نمونه، زمین لرزه و گردبادها اکنون بیشتر هم چون نابسامانی های طبیعی تا فراطبیعی دیده می شوند.
چون مردم بی گناه بسیاری، شامل کودکان، به طور ترسناکی کشته می شوند، دیگر نامیدن این ها به نام «کنش خدا» زشت دانسته می شود.

اگرچه حتی، آفرینش گراها باور دارند خدا نیروی جلوگیری از چنین رخ دادهای بدی را دارد، ولی خدا هرگز برای رویدادن چنین بدبختیهای جان گذاری مورد نکوهش قرار نگرفته، یا مقصر شناخته نمی شود.
چون گفته می شود: «خدا از راه های شگفت آوری کار می کند.»
بهر حال، تصادفی نیست که آفرینش‌گرایان در هنگامه‌ی تاریخی که دانش خودش آغاز به روشنگری های سنجش پذیر و متمرکز از همان رویدادها نمود، موضع خویش را اصلاح کردند.
متاسفانه، این بازنگری در آموزه های آفرینش گرایی با پذیرش دانش نوپدید بکار نیفتاد بلکه کوششی بود برای وفق دادن بلایای طبیعی با خدایی «سراسر مهربانی و دوستدار» در درون جامعه ای و همبودگاهی که پیوسته آموزش می دید.
با پذیرفتن پدیده های طبیعی، آفرینش گراها خداوند را از پاسخگویی مستقیم هرگونه بینظمی یا بدبختی که طبیعت روی سر انسان می ریخت، تبرئه نمودند.
گفته میشود: «خدا کار نادرستی نکرده است.»
ولی در حالت دیگری، اگر طبیعت دلپذیر باشد، برای نمونه یک روز زیبای بهاری به جای زمین لرزه کشنده، همچون اعتباری برای خدا میباشد.
در بررسیهای تاریخی عمومی، دانش هر گامی به جلویی برداشته، دست خدا را از مداخله در پدیده های طبیعی کوتاه تر کرده است.
هرچه نبود دانایی با درک دانشیک به آهستگی پر می شود، «خدای حفره ها» گودالهای تاریک نبود دانش کمتری برای پنهان شدن، پیدا می کند.

پایان فصل اول

“ادامه دارد”


آیا مطلب مفید بود؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

2 پاسخ

  1. رامین گفت:

    آفرینش گرا نیستم اما تا کنون نتوانسته ایم جوابی به این ادعای آنها بدهیم که
    ماده نمی تواند همیشه وجود داشته باشد و ماده اولیه نیاز به منشا دارد همانطور که منشا مولکولهای اولیه ا
    اتمها و منشا اتمهای سنگین هیدروژن و منشا هیدروژن
    هیدروژن ذرات زیر اتمی بوده اند همان ماده و انرژی
    لحظه بیگ بنگ نیز نیاز به منشا دارد .

    حال برای برون رفت از تسلسل باطل آفرینش گرایان
    منشا اولیه را غیر مادی فرض می کنند تا نیاز به ختلق
    دیگری نداشته باش .
    این استدلال آفرینش گرایان پرت و پلا نیست و نیاز به
    پاسخ منطقی دارد

     
    • Sam Ariamanesh گفت:

      درود. من ابتدا پاسخ استدلال افرینش‌گرایان رو خدمتتون عرض میکنم، سپس پاسخ اصلی.
      اگر خدا جهان را آفرید پس چه کسی خدا را آفرید؟ آیا خدا نیازی به “آفریده شدن” ندارد؟ پَس ما پَذیرفتیم كه پَدیده‌اى میتواند وجود داشته باشد بی‌آنکه نیازی به پدیدآورنده (آفریننده) داشته باشد.
      “خدا” پاسخ نیست، بلکه طرح مجدد پرسش در یک گام عقب‌تر است.
      اما پاسخ پرسش اول شما:
      ما در فیزیک هنوز پاسخی به قدرت فرگشت در زیست‌شناسی نداریم. منظورم از قدرت، یعنی پاسخی که بطور کامل و با دلایل محکم بتونه جهان رو از سادگی به پیچیدگی توضیح بده. کاری که فرگشت در تبین پیچیدگی موجودات زنده انجام داده.
      اما این به معنای عدم وجود پاسخ نیست. چندین نظریه مهم در این رابطه وجود داره. مثلن نظریه جهانی از هیچ هاوکینگ-لاورنس.
      بزودی حتمن چند مطلب در این رابطه در سایت منتشر میکنم.
      بدرود.

       

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *