نظم میتواند از دل بینظمی به وجود آید

نظم میتواند از دل بینظمی به وجود آید

با فرض آنکه نظم و بینظمی انتزاعی و انسان محورانه نیست :

درک سطحی از آنتروپی باعث خوشحالی عده ای می شود که با نظریه داروین و فرگشت مخالفند! دلیل آنها چیست؟ بی نظمی خود به خودی است، اما نظم، خود به خود به وجود نمی آید. یخچال می تواند با تبادل انرژی خودش را از محیط سردتر و منظم تر کند ، اما هیچ یخچالی خود به خود خلق نمی شود. موجودات زنده بسیار منظم تر و پیچیده تر از یخچالند و امکان ندارد خود به خود و توسط طبیعت به وجود آیند. همه ابنها نشان از خالقی توانا دارد! کل فلسفه موضوع این است که نظم خود به خود و تصادفی به وجود نمی آید. نظر شما چیست؟ آیا حرکات و واکنشهای تصادفی می تواند به نظم منجر شود؟ آیا موجودات زنده می توانند با پویایی تصادفی طبیعت زمین خلق شده و متکامل شوند؟!

نظم میتواند از دل بینظمی به وجود آید

نظم میتواند از دل بینظمی به وجود آید

هانس رایشنباخ آلمانی این پرسش را به خوبی توضیح می دهد. جواب مثبت است!
اما چگونه چنین چیزی ممکن است؟!
تصادف به همراه «گزینش فزاینده» می تواند به نظم منجر شود. رایشنباخ ، چیده شدن تصادفی شنهای ساحل را مثال زده است، اما بهتر است مثال ساده تری بیان کنیم. حتی برخی میوه فروشها نیز می دانند که با تکان دادن تصادفی جعبه ، میوه های درشت بالا می آیند، روشی ساده برای فریب مشتری! حرکات تصادفی است. گزینش کدام است؟ نیروی جاذبه! در واقع لرزاندن جعبه باعث چیدمان میوه ها بر اساس جرم حجمی می شود. ما به تفسیر فیزیکی آن کاری نداریم. در این مثال حرکات تصادفی با نیروی گزینش به نتیجه ای منجر می شود که از دید یک ناظر بیرونی یک عمل برنامه ریزی شده در چیدن میوه هاست! که اینطور نیست، حرکات تصادفی مولکولها در کنار شرایط گزینش گر طبیعت زمین و زمان کافی می شود موجود زنده! به همین سادگی! این زیر بنای نظریه داروین است! قصد ما در اینجا پرداختن به نظریه فرگشت نیست البته.

در کتاب تاریخچه زمان ، استیون هاوکینگ از آنتروپی بعنوان مهمترین پیکان زمان نام می برد، وی سه پیکان زمان را اینگونه شرح می دهد : ۱ – پیکان ترمودینامیکی که زمان را در جهت افزایش آنتروپی نشان می دهد. ۲ – پیکان روانشناختی که طبق آن ما زمان را در امتداد گذشته تا حال احساس می کنیم. ۳ – پیکان کیهان شناختی که جهت زمان را در امتداد انبساط کیهان ثبت می کند. ایشان نشان می دهد که دو پیکان اول ضرورتا یک جهت دارند. اگر خلاصه بگوییم حافظه خالی یک کامپیوتر در حالت بی نظم است ( صفر و یک ها به صورت تصادفی قرار دارند)، اما پس از ذخیره اطلاعات صفر و یک ها منظم می شوند. اکنون فرض کنید کامپیوتر بخواهد گذشته را به یاد آورد. باید مقداری انرژی صرف شود تا منظم بودن حافظه و اطمینان از آن چک شود. این انرژی به صورت گرما دفع می شود که بی نظمی حاصل از آن بیشتر از افزایش نظم در حافظه است. پس جهت زمان که کامپیوتر در امتداد آن گذشته را به یاد می آورد(پیکان روانشناختی) همان جهت افزایش آنتروپی است!

خلاصه انکه جهان برنامه ریزی شده به نظر می آید از نظر گاه ناظر ،یعنی ما ،اما علم و دانش به این سوبرداشت قرنی است که پاسخ داده است ، نظم در صورت وجود میتواندحاصل تصادف با گزینش فزاینده باشد.

نوشته احمد مصدر

منابع:
پیدایش فلسفه علمی ، هانس رایشنباخ ،ترجمه موسی اکرمی ، نشر انتشارات علمی و فرهنگی

ساعت سرمستی، هیوبرت ریوز، ترجمه رضا فرنود و سیروس سهامی، چاپ اول ، نشر قطره

تاریخچه زمان ، استیون هاوکینگ ، ترجمه محمد رضا محجوب ، نشر شرکت سهامی انتشار

Physical Chemistry, Eighth Edition by Peter Atkins and Julio de Paula , 76 – 90

آیا مطلب مفید بود؟

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

یک پاسخ

  1. محسن گفت:

    عالی از مطالب وزین سایتتون.
    من مفهوم زمان رو نمیدونم.
    اینکه زمان قبل مهبانگ وجود نداشت چیه؟
    اصلا زمان آیا مادیه؟ یا اینکه ما انتراعش میکنیم؟
    ممنون

     

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *